2-  كشورهاي عربي عبارتند از:

عربستان سعودي، عراق، كويت، سوريه، لبنان، اردن، يمن، عمان، امارات متّحده عربي، قطر، بحرين، مصر، ليبي، الجزاير، تونس، مغرب، سودان، فلسطين اشغالي، موريتاني، جيبوتي.

3-  زبان عاميانه كشورهاي عربي با همديگر بسيار تفاوت دارد. امّا زبان نوشتاري و فصيح در همه جا يكسان است و اديبان عرب با زبان هاي عاميانه مبارزه مي كنند تا زبان فصيح رشد يابد.

4-  همه ساكنان كشورهاي عربي، عرب زبان نيستند.

مثلاً شمال و شرق عراق كُرد هستند.

در بخش هايي از سوريه هنوز سُرياني يعني زبان قديم سوريه رايج است. شمال شرقي سوريه نيز كُرد زبان هستند.

در كشور هاي عربي شمال آفريقا نيز هنوز زبانهاي محلّي به كار مي روند.

5-  همه بيست كشور عربي از نظر نژادي عرب نيستند. مثلاً زبان عراق پيش از اسلام فارسي بوده و يا مردم سوريه و لبنان و اردن و فلسطين به زبان سُرياني سخن مي گفتند.

در مصر زبان قِبْطي رايج بود. امّا  با آمدن اسلام زبانهاي محلي جاي خود را به عربي دادند.

در ايران نيز زبان فارسي در حال نابود شدن بود. امّا تنها با زبان عربي اختلاط يافت. بسياري معتقدند فردوسي با سرودن شاهنامه به زبان فارسي سَرِه زبان فارسي را زنده كرد. در شاهنامه فردوسي كه حدود شصت هزار بيت است تنها حدود هشتاد كلمه عربي وجود دارد. كه تشخيص آن  فقط توسط اهل فن ممكن است. زيرا اين كلمات مانند واژه «غم» شكل فارسي به خود گرفته اند. هدف فردوسي دشمني با زبان عربي نبود بلكه وي مي خواست زبان فارسي زنده بماند. اين بيت از اشعار او بيانگر اعتقادات او به اسلام است.

اگر نيك خواهي به هر دو سراي            به نزد نبي و وصي گير جاي

10-ليوناردو دفنشـى:

الرّسّامُ الإيطاﻟﻰُّ المشهورُ كانَ قادراً علي كتابةِ رسالةٍ بِإحدَي يَدَيهِ و هو يرسُمُ بِاليَدِ الأُخرَي. و قد كانَ أكثَرُ مُذَكِّراتِهِ مَكتوباً لِلخَلف بِحَيثُ لا يُمكِنُ قِراءَتُها إلّا بِمِرآةٍ.

لئوناردو داوينچي نقاش مشهور ايتاليايي قادر بود با يكي از دستانش بنويسد در حالي كه با دست ديگر نقاشي مي كرد و بيشتر يادداشت هاي او بر عكس نوشته شده است طوري كه خواندنِ آن جز با آينه ممكن نيست.

11-شَعرُ جسمِك:يبلُغُ عددُ الشَّعْر ﻓﻰ جسمِ الشَّخْصِ العادى حواﻟﻰ خمسةِ مَلايين شَعْرَةٍ. و مِنَ المعروفِ أنَّ الأماكِنَ الوحيدةَ ﺍﻟّﺘﻰ لا يَنمو فيها الشَّعْرُ هىَ باطِنُ الكَفَّين و باطِنُ القَدَمَينِ.

موي بدن شما: تعداد مو در بدن شخص معمولي در حدود پنج ميليون مو است و معروف است كه تنها جاهايي كه مو در آن رشد نمي كند درون كف دست و پا مي باشد.

12-هِوايةُ القيصر: هُناك الكثيرُ مِن الهِواياتِ الغريبِة حَولَ العالَم، ولكِنْ بِطرُسُ الأكبر قيصرُ روسيا كانَتْ لَهُ هِوايةٌ مِن أغرَبِ الهواياتِ، لَقَد كانَ القيصرُ يَهْوى طِبَّ الأسنان و يُمارِسُهُ مَعَ أفرادِ بَلاطِهِ.

 علاقه ي سزار: علاقه هاي عجيب بسیاری در جهان وجود دارد. ولي پترس بزرگ، سزار روسيه علاقه اي داشت كه از عجيب ترين علاقه هاست. سزار به دندانپزشكي علاقه مند بود و اين كار را با افراد دربارش انجام مي داد.

13--حَربُ الكُرة

فـﻰ عامِ ألفٍ و تِسعِمِائةٍ و تِسعةٍ و سِتّينَ (1969) قامَتْ حربٌ بَينَ دَولَتَـﻰ السلفادور و هندوراس بِسَبَبِ مُباراةِ كُرة القدم . و قَد قُتِلَ فـﻰ هذه الْحَرب حوالـﻰ ألْفَـﻰ شخصٍ قَبلَ أنْ تَتَدَخَّلَ مُنَظَّمةُ الدُّوَلِ الأمريكيّة لِوَقْفِ الْحَرب . إنَّها أوّلُ حربٍ فـﻰ التاريخ بِسبب كُرة القدم.

 جنگ توپ:

در سال هزار و نهصد و شصت و نه به علّت مسابقه ي فوتبال جنگي ميان دو كشور السالوادور و هندوراس روي داد . در اين جنگ پيش از اينكه سازمان ملل آمريكا براي متوقّف كردن جنگ دخالت كند، حدود دو هزار نفركشته شدند.اين نخستين جنگ در تاريخ به علّت فوتبال بود .

 14-الأسماء  :   يَشتَرِكُ حوالـﻰ نصفِ سُكّانِ الدانمرك فـﻰ أربَعَةَ عَشَرَ اسماً أكثَرُهُما شُيوعاً :هانس و جينسن .

 نام ها  :حدود نيمي از ساكنان دانمارك در چهارده نام مشترك هستند كه شايع ترين آن ها عبارت است از: هانس و جينسن .15-شمسُ مُنتَصَفُ اللَّيل:فـﻰ أقصَي شمال النرويج لا تغرُبُ الشمسُ فـﻰ الْمُدَّةِ مِن الثالثَ عَشَرَ مِن شَهر مايو حتّي الحادﻯ و الثَّلاثين مِن شَهرِ يوليو . و هذا معناهُ أنّكَ يُمكِنُ أن تَرَي الشمسَ فـﻰ مُنتَصَفِ اللَّيل.

خورشيد نيمه شب:در دورترين نقطه ي شمال نروژ در سيزدهم ماه مي تا سي و يكم ماه ژولاي خورشيد غروب نمي كند و اين بدان معني است كه شما مي توانيد خورشيد را در نيمه شب ببينيد .

 بِلادُ البُحَيرات:تُوجَدُ فـﻰ فَنلندا سِتّونَ ألْفَ بُحَيرةٍ تُغَطّـﻰ عَشَرَةً فـﻰ الْمِائة مِن مساحةِ الدَّولة .

كشور درياچه ها:در فلاند شصت هزار درياچه وجود دارد كه ده درصد از مساحت كشور را مي پوشاند.

 

16-علاقه ي سزار: علاقه هاي بسيار   عجيبی در جهان وجود دارد. ولي پترس بزرگ، سزار روسيه علاقه اي داشت كه از عجيب ترين علاقه هاست. سزار به دندانپزشكي علاقه مند بود و اين كار را با افراد دربارش انجام مي داد.

17-أعيادُ الميلاد:مَراسيمُ الاحتِفال بِأعيادِ الميلاد تَعودُ إلي آلافِ السِّنينَ. كانَ مُلوكُ مصرَ القديمة و مُلوكُ بابل يَحتَفِلونَ بِها، أمّا كَعْكَةُ عيدِ الميلاد فَهِىَ اختراعٌ يوناﻧﻰّ.

 -جشنهاي تولّد:قدمت مراسم جشن تولّد به هزاران سال برمي گردد. پادشاهان مصر قديم و پادشاهان بابل آن را جشن مي گرفتند امّا كيك تولّد  اختراعي ،يوناني است.

18-الأكثَرُ جَفافاً:أكثَرُ الأماكِنِ جَفافاً ﻓﻰ العالَم هي صحراءُ « أتاكاما» ﻓﻰ شيلى. فَفى عامِ ألفٍ و تِسعِمِائةٍ و واحدٍ و سَبعينَ (1971) سَقَطَتْ بَعضُ الأمطارِ فيها بَعدَ أربَعِمِائةِ عامٍ مِنَ الجَفاف.

خشك ترين:خشك ترين جاي جهان صحراي « اتاماكا» در شيلي است. درسال هزار و نهصد و هفتاد و يك پس از چهارصد سال خشكي، مقداري باران در آن باريد.

 19-القُبَّعَةُ المصنوعةُ مِن نَسيج العنكبوت :يَلبَسُ أهالـﻰ <غينيا الجديدة> قُبَّعاتٍ مصنوعةً مِن نَسيج بَعضِ أنواع العناكِب هُناك. و لا تَظُنَّ أنَّ هده القبّعات ضعيفةٌ و تَبلَي بِسُرعة . فالعكسُ صحيح . فَهـﻰَ قويّةٌ إلي درجةٍ أنّها تَبقَي طوالَ عُمرِ الشخصِ الذﻯ يَلبَسُها .

كلاه ساخته شده از تار عنكبوت:اهالي گينه ي نو كلاه هايي ساخته شده از تار بعضي عنكبوت هاي آنجا را بر سر مي گذارند. گمان نكنيد كه اين كلاه ها ضعيف هستند و به سرعت فرسوده مي شوند.

زيرا عكس اين قضيّه صحيح است. اين كلاه ها به اندازه اي قوي هستند كه در طول عمر شخص كه آن ها را بر سر مي گذارد باقي مي مانند                    

 لهجاتُ الطُّيور:لِلطُّيورِ لهجاتٌ مختلفةٌ مثل البشر . فأصواتُ نوعٍ واحدٍ مِنَ الطُّيور تَختَلِفُ بَاختلافِ الأماكِنِ الّتي يُوجَدُ فيها هذا النوع حَوَل العالَم .

لهجه ی پرندگان:   پرندگان همانند بشر لهجه هاي گوناگوني دارند . صداهاي يك گونه از پرندگان با صداهاي همان گونه از پرندگان در جاهاي ديگر جهان فرق مي كند.

 

21-طاطِس مَشْويّة:هَل تَعتَقِدُ أنَّهُ مِنَ الممكن زراعةُ بَطاطس مَشْويّة؟

ذاتَ مَرَّةٍ جَمَعَ الفلّاحونَ محصولَ البَطاطس فـى إقليمٍ ناتال بجنوبِ إفريقيا و كانَتْ درجةُ حرارةِ الشمس عاليةً جِدّاً إلي درجةٍ أنَّ الزّارعينَ وَجَدوا أنَّ البَطاطسَ الّتـى اسْتَخرَجوها مِنَ الأرضِ مَشْويّةٌ و جاهِزةٌ لِلأكْل.

الترجمة:آيا فكر مي كني كه كاشتن سيب زميني برشته ممكن است؟ يك بار كه كشاورزان محصول سيب زميني را در سرزمين ناتال در جنوب آفريقا جمع مي كردند، گرماي خورشيد خيلي  بالا بود تا حدّي كه كشاورزان ديدند كه سيب زميني اي كه از زمين درآورده اند قابل خوردن است.

قلمُ الرَّصاص:إذا تُمسِكُ بِقَلَمِ الرِّصاص و ترسُمُ خَطّاً متّصلاً حتّي يَنتهى القلم، كَمْ تَظُنُّ سَيَكونَ طولُ هذا الخطّ؟حاوَلَ شخصٌ و أصبَحَ طولُ الخَطِّ خمسةً و عِشْرينَ ميلاً.

الترجمة:

مداد:اگر مدادي را بگيري و خطّ پيوسته اي رسم كني تا مداد تمام شود. فكر مي كني طول اين خط چقدر شود؟شخصي سعي كرد و طول خط بيست و پنج ميل شد. (هر ميل 1609 متر است.)

 

به امید آنکه بر لبانتان خنده باشه